امضا کردنش با من!
دلت را خانه ی ما کن مصفا کردنش با من
به ما درد دل افشا کن مدارا کردنش با من
اگر گم کرده ای در دل کلید استجابت را
بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من
بیافشان قطره اشکی که من هستم خریدارش
بیاور قطره ای اخلاص دریا کردنش با من
اگر در ها به رویت بسته شد دل بر مکن باز آ
در این خانه دق الباب کن وا کردنش با من
به من گو حاجت خود را اجابت می کنم آنی
طلب کن آنچه می خواهی مهیا کردنش با من
بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را
بیاور نیک بد که جمع و منها کردنش با من
چو خوردی روزی امروز ما را شکر کن نعمت
غم فردا نخور فردا مهیا کردنش با من
به قرآن آیه ی رحمت فراوان است ای انسان
بخوان هر آیه را تفسیر و معنا کردنش با من
اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت
تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من
اینم به همون سبک منتها از یه جنس دیگه !!!
خدایا جیب پر پولی عطا کن بر من مسکین // به راه خیر آنرا بذل و بخشش کردنش با من
عطا کن دلبری شیرین سخن با چهره ای زیبا// به مهر آوردنش با تو ،عروسی کردنش با من
بده ویلای نوشهر و دو باغ پسته ی کرمان// صدور پسته و هر ساله ویلا رفتنش با من
سر پرموی ده تا چون جوانان جلوه گر گردم// به حمام رفتن و روزانه شانه کردنش با من
بمن دِه گنج قارون ،عمر نوح و چهره ی یوسف// شبی صد بار حمد و شکر ایزد کردنش با من
صدای دلکشی چون صوت آن داوودِ پیغمبر// عطا کن، روز و شب آواز زیبا خواندنش با من
دلی آکنده از مهر و تهی از کینه مردم// ببخشا بر من، آنرا وقف مردم کردنش با من
کَسی خواهم که بر زخم درونم مرهمی باشد// مهیا کردنش با تو ،به قربان رفتنش بامن
هزاران گله ی گوسفند و صدها گاو پر واری// بمن بخشیدنش با تو، به صحرا بُردنش با من
«اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را»// به خالش صد سمر قند و بخارا دادنش با من
مرا در روز محشر سوی جنت بُردنش با تو// به قربان پری رویان زیبا رفتنش با من
بمن آموز معنای حروف و واژه های سخت// مهیا کردن ابیات و نظم آوردنش با من
بِده «جاوید» را توش و توان گفتن اشعار// بدی ها را نِکوهیدن،ز نیکی گفتنش با من





